تبليغاتX
به وبلاگ نوکران اهل بیت(ع) خوش آمدید
به وبلاگ نوکران اهل بیت(ع) خوش آمدید
اَللّهُمَّ اَحْيِنى عَلى ما اَحْيَيْتَ عَلَيْهِ عَلِىَّ بْنَ اَبى طالِبٍ وَاَمِتْنى عَلى ما ماتَ عَلَيْهِ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِبٍ عَلَيْهِ السَّلام

در طول حيات پربركت و سراسر نوراني اهل بيت ( عليهم السلام ) دشمنان همواره به آزار و اذيت اين بزرگواران پرداخته و آنها را به شديدترين نحو تحت نظر داشته اند كه مبادا مردم به ياري آنها پرداخته و بر عليه حكومت طاغوتي و مستبدانه آنان قيام كرده و حكومت آنان را سرنگون كنند. به همين علت در خيلي از مواقع يا مردم با اهل بيت (عليهم السلام) آشنا نبوده و يا از ترس حاكمان بيدادگر جرأت همراهي با پيشوايان دين را نداشتند. در خيلي از موارد هم بر اثر تبليغات سوء و برخي به علت كينه هاي ديرين به توهين و بي احترامي پرداخته و حرمت اولاد رسول خدا (صلي الله عليه آله) و اولياي خدا را نگه نمي داشتند. اين حرمت شكني ها از اعصار گذشته تا به حال و به طرق مختلف ادامه داشته و تا كنون كه علم پيشرفت كرده و تكنولوژي هاي جديد به عرصه ظهور پا نهاده ادامه دارد.

در عصر تكنولوژي يك عده انسانهاي از خدا بي خبر و كافر هر روز و به هر طريقي كه شده با حرمت شكني و بي حرمتي دل ميليونها مسلمان را به درد آورده و آنان را آزرده خاطر مي كنند. يك روز كاريكاتور موسوم به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را در روزنامه هايشان مي كشند (خدا لعنتشان كند) يك روز در آمريكا و يك روز در افغانستان قرآن ، اين كتاب والاي ما مسلمانان را آتش مي زنند و در تازه ترين توهين هم به ساحت مقدس اهل بيت پيامبر (صلي الله عليه و آله ) و مخصوصأ آقا و مولايمان امام هادي (عليه السلام) هتك حرمت نموده و فردي بي دين و نانجيب با خواندن ترانه اي دل ميليون ها مسلمان و شيعه را به درد آورده است. امام هادي (عليه السلام) ، اين امام رئوف كه همواره تحت نظر بوده و دوران ايشان خفقان ترين دوران در طول حيات امامان بزرگوارمان بوده و متوكل اين حاكم ستمگر بارها و بارها اين بزرگوار را مورد آزار و اذيت قرار مي داده و حالا هم يك انسان بي دين ، نانجيب ، به ساحت مقدس ايشان توهين كرده و مظلوميت اهل بيت (عليه السلام ) و مخصوصأ اين امام همام را بيشتر از هر زماني نشان ميدهد.

به اين افراد بي دين بايد گفت اي آدم ( حيف آدم كه به اينها گفته شود و به اينها لقب حيوان دادن هم ظلم در حق حيوانات است) مگر دين اسلام چه هيزم تري به شما فروخته و چه بدي در حق شما روا داشته كه اين طور به مقدسات اين دين والا تاخته ايد و به قول ارباب مان آقا اباعبدالله (عليه السلام) اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد . به اين خواننده به اصطلاح آدم بايد گفت آيا انساني كه قرنها پيش مي زيسته و جزخيرخواهي چيز ديگري براي انسان ها نمي خواسته براي تو ضرري داشته ، آيا از طرف او و پيروانش به تو توهيني شده ، چرا براي دنياي ناچيز و بي ارزش ديگران دين و دنيا و آخرت خود را مي فروشيد ؟  

مطمئن باشيد اين فرد از اين پس در دنيا روز خوش نخواهد ديد و جهنم هم انتظار اين فرد را خواهد كشيد. و به اين فرد و افرادي كه امثال اين افراد را حمايت كرده بايد گفت كه ما شيعيان و مسلمانان آزاده جهان كوچكترين توهيني را به دين و بزرگان دين و مقدسات مان تحمل نخواهيم كرد و تا آخرين لحظه و قطره خونمان در مقابل اين توهين ها خواهيم ايستاد و همه مخالفان ما اعم از داخلي و خارجي اين را بدانند كه شما هر چقدر توهين كنيد حقانيت ما بيش از پيش براي همگان آشكار شده و ما در ايمان و عزم راسخ مان پايدارتر و مصصم تر خواهيم ايستاد.

و در پايان حرفهايم خطاب به آقايمان و مولايمان بايد بگويم آقاجان ، آقاي ما ، مولاي ما ، اين از خدا بي خبران بي دين ، بي شرمي و هتك حرمت را به حد اعلاي خود رسانده اند ، آقاجان شما رو به جان مادرتان براي فرج خودتان و براي ما شيعيان تان دعا كنيد تا بتوانيم در مقابل اين دشمني ها با بصيرت و توانايي مقابله كنيم و در هنگام ظهور جزء ياران شما باشيم ان شاءالله.

و اينكه الحمدالله كه برخي از مراجع ما حكم ارتداد اين ملعون را صادر كرده اند تا مرهمي بر دلهاي ما شيعيان باشد.

« اللهم عجل لوليك الفرج »

نوکر اهل بیت (عليه السلام) | 18:9 - پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391


وقتي انسان مرتكب گناهي مي شود ، يك قدم از خدا دور مي شود و اين دوري موجب مي شود فرد گنهكار يك قدم به شيطان نزديك شود . در واقع از حزب خدا دور شده و به حزب شيطان نزديك مي شود. البته اين را بايد گفت كه لطف خداوند در همه حال شامل بنده هايش مي باشد و اگر بلافاصله و تا چند ساعت توبه و استغفار كند او را بخشيده و مورد لطف و عنايت بي پايان خودش قرار مي دهد و آن گناه را در پرونده اعمالش ثبت نمي كند (البته باب توبه در همه حال باز است).

اما چرا گناه ؟؟ چرا خطا و اشتباه ؟؟ خداوندي كه اين همه نعمتهاي بي پايان و از آن مهمتر لطفش شامل حال ما مي شود ، به دور از معرفت نيست كه برخلاف دستوراتش عمل كنيم ؟ خداوندي كه هيچ گاه ما را به حال خود رها نكرده و در همه حال با ماست و براي اينكه ما را به هدفي عالي كه همان رسيدن به لقاء الله و رضاي او و نهايتأ بهشت جاويدانش مي باشد برساند. پيامبران و اماماني را براي هدايت ما فرستاد تا راه را از بيراهه تشخيص دهيم . در واقع اين پيامبران و امامان حجتهاي خدا بر روي زمين هستند و نوري كه به وسيله آن هدايت شويم.

حال با اين اوصاف هرگاه انسان مرتكب گناهي مي شود هم خدا را خشمگين ساخته و هم حجت خدا را و اين گناه همانطور كه گفته شد موجب دوري از خدا و اولياي او مي شود.

هنگامي كه در حال انجام گناهي هستيد، اگر اين را در نظر بگيريد كه در آن لحظه خدا و حجت هاي او چه حالي دارند و آيا از اين عمل خشنودند يا ناراضي ، ديگر مرتكب آن گناه نخواهي شد .

اگر ما اين را در نظر بگيريم كه در حال انجام گناه قلب حجت خدا و امام زمانمان را به درد آورده و آقايمان از دست ما ناراضي خواهد شد ديگر به خاطر وجود نازنين آقا مرتكب اين عمل زشت نخواهيم شد چون در صورت گناه ما شيعيان آقا به شدت ناراحت شده و مانند اين است كه تيري به قلب آقا زده ايم و در واقع آقا و مولايمان را در پيشگاه خدا شرمنده كرده ايم و مولايمان به خاطر ما دست به دعا برداشته و طلب آمرزش مي كند.

آقاجان ، آقاي من ، مولاي من ، امام زمان ، ما را ببخش كه قلب نازنين شما را به درد مي آوريم.

آقاجان ما را ببخش كه شيعه هاي خوبي براي شما نيستيم.

آقا جان شما را به نام مادرتان كه اين روزها ايام مبارك ولادتشان هست براي ما دعا كنيد تا بتوانيم اعمال مان را درست كنيم و اينقدر شما را آزرده خاطر نكنيم و بتوانيم شرايط را براي ظهور و فرج شما آماده كنيم.  

آقا جان ، مولاي من ، ما را ببخش .

« اللهم عجل لوليك الفرج »

التماس دعا 

 

نوکر اهل بیت (عليه السلام) | 19:0 - جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391


پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه . کسي که بميرد و امام زمان خويش را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است.»

شناخت امام زمانه چگونه به دست مي آيد ؟  براي شناخت امام زمانه خود چندين راه وجود دارد ، مطالعه درباره سرگذشت امام ، سيره و رفتار ، خواندن ادعيه و ... .

به نظر مي رسد همه اينها براي شناخت امام كافي است اما آيا اين شناخت بدون عمل به سيره و رفتار و مراقبت از اعمال هم امكان پذير است ؟ آيا مي شود بدون اين كه ما توجهي به اعمال و رفتارمان داشته باشيم و هر طور كه خودمان بخواهيم رفتار كنيم و توجهي به خواسته امام زمانمان نداشته باشيم ، او را بشناسيم ؟

به نظر بنده همه راههايي كه گفته شد در كنار عمل به سيره و اعمال و رفتار صحيح مي تواند كمك بسياري به ما در شناخت امام زمانمان داشته باشد ، اگر ما در هنگام انجام عملي، چه خوب و چه بد ، توجه داشته باشيم كه در لحظه انجام اين عمل امام زمان ما چه حالي پيدا مي كنند ، در واقع به درك و شناخت مناسبي از امام مان رسيده ايم.

يكي از بهترين كارهايي كه ما مي توانيم به وسيله آن به شناخت مناسبي از امام زمان مان برسيم اين است كه از خود خداوند تبارك و تعالي درخواست كنيم كه به ما كمك كند تا بتوانيم حجتش و امام زمان مان را بشناسيم.

 اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دينى

 خدايا خود را به من بشناسان زيرا اگر تو خود را به من نشناسانى من پيامبرت را نخواهم شناخت خدايا پيامبرت را به من بشناسان كه اگر پيامبرت را به من نشناسانى حجت تو را نخواهم شناخت خدايا بشناسان به من حجت خود را كه اگر حجتت را به من نشناسانى از دينم گمراه گردم

 

«اللهم عجل لوليك الفرج»

 

 

نوکر اهل بیت (عليه السلام) | 18:52 - جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391


تاريخ  پر از حوادث مختلف در اعصار و قرون گذشته است و سرگذشت هاي گوناگوني براي انسانهاي متفاوتي رقم خورده ، كه اين حوادث و سرگذشتها درس عبرتي براي آيندگان تاريخ و جوامع مختلف بشري مي باشد. در واقع تاريخ به نوع ، و شكلي ديگر در حال تكرار است كه انسان با كمي مطالعه و تدبير در آن مي تواند درس هاي خوب و سرنوشت ساز و مهمي از آن بگيرد.

قرآن ، اين كتاب آسماني بهترين كتابي است كه در زمينه هاي زيادي پيامهاي بسيار مفيد و كاربردي براي ما به ارمغان گذاشته است ، يكي از اين زمينه ها تاريخ و سرگذشت اقوام مختلف و برخورد آنها با پيامبران الهي مي باشد . در اين كتاب آسماني خداوند تبارك و تعالي سرگذشت بعضي از اقوام گذشته را شرح داده تا درس عبرتي براي همه آيندگان باشد.

يكي از اقوامي كه در سوره هاي مختلف در باره آن سخن به ميان آمده است قوم بني اسرائيل است و واقعأ عجب قومي بوده اند . (اعجوبه گان تاريخ ) و در يكي از سوره هايي كه مفصلأ به اين قوم پرداخته سوره بقره است. در اين سوره از وقايع و اتفاقات مختلفي كه در مورد اين قوم اتفاق افتاده صحبت فراواني شده است.

عجب است كه اين قوم خود بشارت دهنده آمدن پيامبر آخرالزمان بوده و همه را به آمدن وي بشارت داده و به ايمان آوردن به وي تشويق مي كرده اند اما هنگام ظهور اين پيامبر بزرگ الهي خود از مخالفين سرسخت او شدند و با وي به دشمني پرداختند و همراه با مشركان به جنگ با وي برخواستند.

دوستان و شيعيان و محبين اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله) ، ما بايد از اين اتفاق تاريخ درس بگيريم و اين زنگ خطر را براي خود به صدا در بياوريم  و مايي كه داعيه دار ظهور و منتظر منجي عالم بشريت آقا امام زمان ارواحناله الفداء هستيم ، نكند خداي ناكرده مانند قوم بنی اسرائیل عمل کنیم و به مخالفت با مولاي خود بپردازيم و خداي ناكرده از دشمنان حضرت شويم.

شايد بعضي از دوستان از اين سخن بنده خورده بگيرند اما عزيزان گفتار اكثر ما با رفتارمان يكي نيست و وقتي به درون اجتماع و رفتارهاي حتي بعضي از كساني كه حرف ظهور را مي زنند مي نگريد به اين واقعيت پي خواهيد برد . دوستان ما بايد خود را براي ظهور و براي در خدمت آقا بودن آماده كنيم و در واقع بايد شرايط را براي ظهور آقا و مولايمان آماده كنيم و باید همواره آماده گفتن جمله سمعأ و طاعتأ آماده باشیم و خدای ناكرده مانند زمان غيبت كه با اعمالمان قلب نازنين آقا را به درد مياوريم آن زمان هم با اين نوع رفتار خاطر عزيز مولايمان را مكدر نكنيم.

خداوندا ما را از كساني قرار بده كه با اعمال و رفتار صحيح شرايط را براي ظهور آقا و مولايمان فراهم مي كنند و ما را از كساني قرار بده كه روز و شب به ياد و فكر خشنودي ولي تو هستند.

خدايا ما را جزء منتظران واقعي و راستين آقا و مولايمان و ما را در زمره كساني كه در ركاب آقا جان فشاني مي كنند و به شهادت مي رسند ، قرار بده. امين يا رب العالمين

«اللهم عجل لوليك الفرج»

 

نوکر اهل بیت (عليه السلام) | 17:50 - جمعه هشتم اردیبهشت 1391


یا فاطِمَةُ الزَّهراءِ یابِنتَ مُحَمَّدٍ یا قُرَّ ةَ عَینِ الرَّسوُلِ یا یا سَیِدَتَناوَ مَولاتَنا اِنا تَوَجَّهنا

 وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکِ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکِ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهَةً عِندَاللّهِ

 اِشفَعی لَنا عِندَاللّه

شهادت مظلومانه بانوي دو عالم ، خانم حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها ، اولين

 مدافع و اولين شهيد ولايت ،  بر همه شيعيان و دوستداران آن حضرت تسليت باد.

 

نوکر اهل بیت (عليه السلام) | 19:8 - سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391


امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه حكايت فرمايد:

هنگامى كه رسول خدا صلّلى اللّه عليه و آله رحلت نمود، دو چيز گرانبها را در بين امّت خود به عنوان امانت قرار داد، كه يكى قرآن و ديگرى عترت و اهل بيتش عليهم السلام بود.

پس از آن به نقل از فاطمه زهراء عليها السلام حكايت فرمايد:

چند روزى پس از رحلت پدرم رسول خدا صلوات اللّه عليه ، ايشان را در خواب ديدم و اظهار داشتم :اى پدرجان ! تو رفتى و با رفتن تو ارتباط ما با عالم وحى قطع گرديد؛ و هنوز سخنم پايان نيافته بود كه در همين لحظات متوجّه شدم ، چندين نفر از فرشته هاى الهى نزد من آمدند و مرا به همراه خود بالا بردند. وقتى وارد آسمان ها شدم ، ساختمان هاى با شكوه و باغات بسيار سبز و خرّم را ديدم و چون به يكى از آن قصرهاى بهشتى نزديك شدم ، مشاهده كردم كه چندين حوريه از آن بيرون آمدند و مى خنديدند و به يكديگر بشارت مى دادند. و من با ديدن چنان صحنه هاى سعادت بخش و دلنشين ، بسيار علاقه مند شدم كه نزد آن ها بمانم و برنگردم ؛ ليكن در همين حالت از خواب بيدار شدم .  سپس حضرت صادق عليه السلام به نقل از اميرالمؤ منين ، امام علىّ عليه السلام چنين فرمود:

ناگهان ديدم كه فاطمه زهراء عليها السلام حيرت زده و پريشان از خواب بيدار شد و مرا صدا زد، جلو رفتم و جريان را جويا شدم ؟

و چون آن مخدّره مظلومه ، خواب خود را برايم بيان نمود، از من عهد و پيمان گرفت كه چون رحلت نمايد كسى در مراسم تشييع و تدفين وى شركت نكند، مگر سه نفر از زنان به نام هاى : امّ سلمه ، امّ اءيمن و فضّه .

و هشت نفر از مردان كه به نام هاى :

دو فرزندش ، حسن و حسين ، عبداللّه بن عبّاس ، سلمان فارسى ، عمّار ياسر، مقداد و ابوذر غفارى بودند.

حضرت امام علىّ عليه السلام در ادامه فرمود: و در آن شبى كه وعده الهى فرا رسيد و فاطمه زهراء عليها السلام در آن شب قبض روح گرديد، متوجّه شدم كه آن مظلومه ، بر عدّه اى تازه وارد سلام مى دهد و مى گويد: (وعليكم السّلام ).

بعد از آن ، همسر مظلومه ام به من خطاب كرد و اظهار داشت :

يا علىّ! اين جبرئيل امين است كه بر من وارد شده و مرا بر نعمت هاى بهشتى بشارت مى دهد. پس از گذشت لحظه اى ديگر، باز اظهار نمود: (و عليكم السّلام )، و سپس به من خطاب نمود: اى پسر عمو! اين ميكائيل است كه بعد از جبرئيل بر من وارد شد. در مرتبه سوّم دختر رسول خدا چشم هاى خود را گشود و اظهار داشت : و اين عزرائيل است كه اكنون وارد شد؛ و پدرم اوصاف و حالاتش را برايم گفته بود. و بعد از آن عزرائيل را مورد خطاب قرار داد و گفت : سلام بر تو، اى گيرنده ارواح ! تعجيل نما و جانم را برگير، وليكن سعى كن مرا عذاب ندهى و جانم را به سختى نگيرى . و سپس به درگاه پروردگار متعال چنين اظهار نمود: بار خداوندا! من به سوى رحمت و بركات تو مى آيم ، نه به سمت آتش و عذابِ دردناكى كه به معصيت كاران وعده داده اى .

و آن گاه ، آن بانوى ستمديده در حالى كه رو به قبله دراز كشيده بود چشم هاى خويش را بر هم نهاد و به عالم بقاء رحلت نمود.

منبع :

دلائل الامامة : ص 131، ح 42، بحارالا نوار: ج 43، ص 209.

نوکر اهل بیت (عليه السلام) | 16:56 - یکشنبه سوم اردیبهشت 1391


امام محمّد باقر عليه السلام حكايت فرموده است :

روزى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به منزل دخترش حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها وارد شد و چون مقدارى نشست خطاب به وى كرد و فرمود: دخترم ، فاطمه ! بلند شو و آن ظرف غذا را بياور.همين كه آن ظرف غذا را آورد، ديدند كه داخل آن پر از آبگوشت داغ است و آماده خوردن مى باشد.سپس رسول خدا، امام علىّ، حضرت زهراء و دو فرزندشان امام حسن و امام حسين صلوات اللّه عليهم از آن طعام ميل نمودند و باقى مانده آن را تا مدّت سيزده روز مرتّب مورد استفاده قرار مى دادند وليكن از آن غذا كاسته نمى شد.تا آن كه روزى اُمّ ايمن ، امام حسين عليه السلام را ديد، كه مشغول خوردن غذاى پخته مى باشد، به ايشان گفت : اين نوع غذا را از كجا آورده اى ؟حضرت فرمود: مدّت چند روزى است كه غذاى ما در منزل ، از همين خوراك مى باشد.اُمّ ايمن به منزل حضرت زهراء سلام اللّه عليها وارد شد و گفت : اى فاطمه ! اگر امّ ايمن چيزى داشته باشد، براى شما هم است و در آن شريك مى باشيد؛ ولى اگر يك روز شما چيزى يافتيد، امّ ايمن از آن محروم خواهد بود؟!حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها مقدارى از آن غذاى آبگوشت را كه هنوز تازه بود براى امّ ايمن آورد و او هم از آن طعام خورد و در همان روز ظرف غذا به پايان رسيد.وقتى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله تشريف آورد و متوجّه شد كه غذا تمام شده است ، فرمود:چنانچه از آن غذا به ديگرى نمى دادى پايان ناپذير بود و تمامى ما اهل بيت تا آخر از آن مى خورديم و باز هم باقى مى ماند.سپس امام محمّد باقر عليه السلام فرمود: اكنون ظرف آن غذا نزد ما موجود است تا آن كه به دست امام زمان ، قائم آل محمّد صلوات اللّه عليهم اءجمعين خواهد رسيد.

 « اللهم عجل لوليك الفرج »

منبع : اصول كافى : ج 1، ص 460، ح 7.

 

نوکر اهل بیت (عليه السلام) | 18:37 - جمعه بیست و پنجم فروردین 1391


هنگامي كه قرآن تلاوت مي كنيد ، اگر اين تلاوت همراه خواندن معني و كمي تأمل در باره آن باشد مانند اين است كه قرآن با شما سخن مي گويد ، در حقيقت نيز به همين صورت مي باشد و اين خداست كه با كلام خويش با ما بندگان خود سخن گفته و ما را به وسيله اين نور هدايت مي كند . قرآن اين كلام دلنشين پروردگار عالم كه بر قلب نازنين پيامبر (ص) نازل شده است يكي از بهترين راههايي است كه بشر توسط آن هدايت مي شود و انسان با عمل به دستورات آن هم به سعادت دنيوي و هم به سعادت اخروي خواهد رسيد .

قرآن اين كتاب آسماني در همه زمانها وبراي همه اعصار قابل فهم مي باشد، اين موضوعي است كه بارها شنيده و گفته شده است و نيز كاربرد اين كتاب آسماني ثابت شده ، اما اين قابل فهم بودن و عمل كردن به دستورات قرآن زماني انسان را به سعادت مي رساند كه تعبير درستي از آن داشته باشيم و در واقع آن كلام را به درستي تفسير كنيم و اگر خداي ناكرده تفسير غلطي از آن داشته باشيم به بيراهه خواهيم رفت. و بهترين راه براي اينكه ببنيم آيا برداشت ما از قرآن صحيح است يا خير اين است كه به متخصصان و عالمان ديني مراجعه كنيم. عالمان دين با توجه به رواياتي كه از اهل بيت (ع) وارد شده قرآن را تفسير كرده و آن را قابل فهم مي كنند. در واقع مفسيرين واقعي قرآن اهل بيت (ع) هستند و يا به تعبيري ديگر آن بزرگواران قرآن ناطق هستند و آنهايند كه با اين تفسيرات راه سعادت را براي ما فراهم مي آورند. در واقع قرآن نوري است از طرف خداوند براي هدايت بشر و اهل بيت (ع) نوري ديگر هستند كه خداوند آن را براي كامل كردن نور قرآن فرستاده است . در حقيقت اين دو نور كامل كننده يكديگر هستند و يكي بدون ديگر كامل نخواهد بود و سند اين حرف هم حديث ( ثقلين ) و سفارش گرانبهاي پيامبر (ص) مي باشد كه فرموده اند : « اِنی تارِکٌ فیکُمُ الثَقَلَین،کِتابَ اللهِ و عِترَتی (اهلِ بَیتی) وَ اِنَّهما لَن یَفتَرِقا حَتّی یَرِدا علَیَّ الحَوض.

همانا من بین شما دو چیز گرانبها از خود برجای میگذارم،کتاب خدا و اهل بیت خود را و همانا این دو هرگز از هم جدا نمی گردند تا در کنار حوض (چشمه کوثر) بر من وارد شوند. »

پيامبر (ص) با اين حديث خط مشي و راه سعادت ما مسلمانان را به ما نشان داده اند و فرموده اند كه اين دو مانند كشتي نجات براي شماست و هر گاه سوار بر اين كشتي شويد نجات پيدا خواهيد كرد و هر گاه برخلاف دستورات  يكي از اين دو عمل كنيد قطعا هلاك خواهيد شد و در قرآن هم در باره اهل بيت (ع) و احترام به آنها آياتي آمده است. اما اين مردم بعد از شهادت رسول خدا (ص) و هنوز پيكر نازنين آن حضرت دفن نشده بود راه را گم كردند و با سوء استفاده اشخاص دنيا طلب به بيراهه رفتند و چه خوب جواب زحمات بي دريغ پيامبر خدا را دادند و به گفته او عمل كردند و چه امانت داران خوبي بودند ، اين مردم نه تنها خوب امانتداري نكردند بلكه به محض از رفتن پيامبر (ص) با بي مهري و ناجوانمردي با اهل بيت (ع) او رفتار كردند. به صورت يگانه دختر او( كه در موردش گفته بود هر كس او را بيازارد مرا آزرده و هر كس مرا بيازارد خدا را آزرده) سيلي زدند ، به خانه وحي هجوم آورده و درب خانه را به آتش كشيدند ، پهلوي سرور بانوان عالم و دختر رسول خدا (ص) را شكستند ، آنها را از حق مسلمشان محروم ساختند و چه نامردمي ها كه در حق كساني كه پيامبر (ص) مثل آنان را به كشتي نجات تعبير كرده بودند روا نداشتند. ( خدا آنها را لعنت كند و عذاب آنان را لحظه به لحظه بيشتر كند).

در ايام فاطميه و شهادت يگانه بانوي جهان آفرينش و هستي ، سرور بانوان عالم ، اولين مدافع ولايت ، اولين شهيد ولايت ،  فخر عالم هستي ، خانم حضرت فاطمه زهرا (س) قرار داريم . بانويي كه الگويي نمونه نه تنها براي بانوان بلكه براي همه مردم دنيا مي باشند . من به نوبه خودم اين ايام رو به همه شيعيان و محبين اهل بيت (ع) تسليت مي گويم و از خداوند منان مسئلت دارم تا ما را از شيعيان واقعي و راستين اهل بيت (ع) قرار داده و ما  را با اين بزرگواران محشور نمايد . ان شا ءالله

« التماس دعا »

 

نوکر اهل بیت (عليه السلام) | 20:44 - چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391


در ادامه دو پست قبلي و مطالبي راجع به تغيير زمين و آمدن بهار و تفسير آيه 16 و 17 سوره حديد بر آن شدم تا داستاني را كه در ادامه تفسير آيه و در مورد افراد گنهكاري كه با شنيدن اين آيه انقلابي در درون آنها ايجاد شده و تغيير كرده اند را در اين پست قرار دهم ، باشد كه با شنيدن آن ما هم تحت تأثيرقرار گرفته و تحولي هر چند اندك در وجودمان ايجاد شود. ان شاءالله

 فضيل بن عياض

آيه الم ياءن للذين آمنوا ... از آيات تكان دهنده قرآن مجيد است كه قلب و روح انسان را در تـسخير خود قرار مى دهد، پرده هاى غفلت را مى درد و فرياد مى زند آيا موقع آن نرسيده اسـت كـه قـلبـهـاى بـاايـمـان در بـرابـر ذكـر خـدا و از آنـچـه از حـق نـازل شـده خـاشـع گـردد؟ و هـمـانـنـد كـسـانـى نـبـاشـنـد كـه قـبـل از آنـهـا آيـات كـتـاب آسـمـانـى را دريـافـت داشـتـنـد امـا بـر اثـر طول زمان قلبهاى آنها به قساوت گرائيد؟

لذا در طـول تـاريـخ افـراد بسيار آلوده اى را مى بينيم كه با شنيدن اين آيه چنان تكان خـوردنـد كـه در يك لحظه با تمام گناهان خود وداع گفتند، و حتى بعضا در صف زاهدان و عـابـدان قـرار گـرفـتـنـد، از جـمـله سـرگـذشـت مـعـروف فضيل بن عياض است .

(فضيل ) كه در كتب رجال به عنوان يكى از راويان موثق از امام صادق (عليه السلام ) و از زهـاد مـعـروف مـعـرفـى شـده و در پايان عمر در جوار كعبه مى زيست و همانجا در روز عـاشـورا بـدرود حـيـات گـفـت در آغـاز كـار راهـزن خـطرناكى بود كه همه مردم از او وحشت داشتند.

از نـزديـكـى يـك آبـادى مـيـگـذشت دختركى را ديد و نسبت به او علاقه مند شد عشق سوزان دخـتـرك فـضيل را وادار كرد كه شب هنگام از ديوار خانه او بالا رود و تصميم داشت به هر قيمتى كه شده به وصال او نائل گردد، در اين هنگام بود كه در يكى از خانه هاى اطراف شـخـص بـيـدار دلى مشغول تلاوت قرآن بود و به همين آيه رسيده بود: الم ياءن للذين آمـنـوا ان تـخـشـع قـلوبـهـم لذكـر الله ... ايـن آيـه هـمـچـون تـيـرى بـر قـلب آلوده فـضـيـل نـشـست ، درد و سوزى در درون دل احساس كرد، تكان عجيبى خورد، اندكى در فكر رفت اين كيست كه سخن مى گويد؟ و به چه كسى اين پيام را مى دهد؟ به من مى گويد: اى فـضـيـل ! (آيـا وقـت آن نـرسـيده است كه بيدار شوى ، از اين راه خطا برگردى ، از اين آلودگـى خـود را بـشـوئى ، و دسـت بـه دامـن تـوبـه زنـى ؟! نـاگـهـان صـداى فـضـيـل بـلنـد شـد و پيوسته مى گفت : بلى و الله قد آن ، بلى و الله قد آن !: به خدا سوگند وقت آن رسيده است ، به خدا سوگند وقت آن رسيده است )!

او تـصـمـيـم نـهـائى خودش را گرفته بود، و با يك جهش برق آسا از صف اشقيا بيرون پـريـد، و در صفوف سعدا جاى گرفت ، به عقب برگشت و از ديوار بام فرود آمد، و به خـرابـه اى وارد شـد كـه جمعى از كاروانيان آنجا بودند، و براى حركت به سوى مقصدى با يكديگر مشورت مى كردند، مى گفتند فضيل و دار و دسته او در راهند، اگر برويم راه را بـر مـا مـى بـنـدنـد و ثـروت مـا را بـه غـارت خـواهـنـد بـرد! فضيل تكانى خورد و خود را سخت ملامت كرد، و گفت چه بَد مردى هستم ! اين چه شقاوت است كـه بـه مـن رو آورده ؟ در دل شـب به قصد گناه از خانه بيرون آمده ام ، و قومى مسلمان از بيم من به كنج اين خرابه گريخته اند!

روى بـه سـوى آسـمـان كـرد و بـا دلى توبه كار اين سخنان را بر زبان جارى ساخت : اللهم انى تبت اليك و جعلت توبتى اليك جوار بيتك الحرام !: (خداوندا من به سوى تو بازگشتم ، و توبه خود را اين قرار مى دهم كه پيوسته در جوار خانه تو باشم ، خدايا از بـدكـارى خـود در رنجم ، و از ناكسى در فغانم ، درد مرا درمان كن ، اى درمان كننده همه دردها! و اى پاك و منزه از همه عيبها! اى بى نياز از خدمت من ! و اى بى نقصان از خيانت من ! مرا به رحمتت ببخشاى ، و مرا كه اسير بند هواى خويشم از اين بند رهائى بخش )!

خـداونـد دعـاى او را مـسـتجاب كرد، و به او عنايتها فرمود، و از آنجا بازگشت و به سوى (مكه ) آمد، سالها در آنجا مجاور بود و از جمله اوليا گشت !

گداى كوى تو از هشت خلد مستغنى است             اسير عشق تو از هر دو كون آزاد است !

منبع :

تفسير نمونه جلد 23 صفحه 34۵

نوکر اهل بیت (عليه السلام) | 13:52 - شنبه دوازدهم فروردین 1391


با آغاز فصل بهار زمين دوباره زنده مي شود و موجودات بر روي آن جان تازه اي به خود گرفته و سرشار از نشاط و شادابي مي شوند و در واقع حيات دوباره اي را آغاز مي كنند. در پست قبلي اشاره اي به اين مطلب شد و گفته شد كه اين مي تواند يكي از بزرگترين نشانه هاي الهي باشد و چه خوب است كه ما نيز با آغاز بهار و تغيير و تحول زمين ، به خود آمده و به سمت و سوي بهتر تغيير كنيم و روند رو به رشد و تكامل يافته اي را طي كنيم. خداوند تبارك و تعالي در قرآن كريم به زنده شدن زمين و حيات دوباره آن اشاره داشته و در واقع آن را نشانه اي براي ما قرار داده است . يكي از سوره هاي كه در آن اشاره اي به اين موضوع شده است سوره حديد مي باشد ، پس از هشدارهايي در اين سوره در آيه 16 به اين موضوع پرداخته كه آيا وقت آن نرسيده كه قلبهاي شما در مقابل پروردگار عالم خاشع گردد و در آيه 17 زنده شدن زمين را از آنجا كه به تغيير و تحول دروني انسان شباهت بسياري دارد مثال زده است . براي درك بهتر مطلب و آگاهي كامل از چگونگي آن ، اين دو آيه به همراه تفسير آن اول براي خودم و سپس دوستان عزيز قرار داده مي شود ، باشد كه با مطالعه همراه با تأمل آن ، به خود آمده و اين لطف الهي را شامل حال خود سازيم و موجبات رضايت و خشنودي خدا و پيشوايان دين و مذهبمان را فراهم سازيم. ان شاءالله

التماس دعا

آيه و ترجمه

أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا أَن تخْشعَ قُلُوبهُمْ لِذِكرِ اللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الحَْقِّ وَ لا يَكُونُوا كالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَب مِن قَبْلُ فَطالَ عَلَيهِمُ الاَمَدُ فَقَست قُلُوبهُمْ وَ كَثِيرٌ مِّنهُمْ فَسِقُونَ(16)

اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يحْىِ الاَرْض بَعْدَ مَوْتهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الاَيَتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(17)

16 - آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤ منان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل شده است خاشع گردد؟ و مانند كسانى نباشند كه قبلا به آنها كتاب آسمانى داده شد، سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلبهاى آنها قساوت پيدا كرد، و بسيارى از آنها گنهكارند.

17 - بدانيد خداوند زمين را بعد از مرگ آن زنده مى كند، ما آيات (خود) را براى شما بيان كرديم شايد انديشه كنيد.

 

 تفسير: 

 غفلت و بيخبرى تا كى ؟!

بعد از ذكر آنهمه انذارهاى كوبنده و هشدارهاى بيدارگر در آيات گذشته و بيان سرنوشت دردناك منافقان و كافران در قيامت در نخستين آيه مورد بحث به صورت يك نتيجه گيرى مى فرمايد: ((آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى افراد باايمان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل شده است خاشع گردد. و همانند كسانى نباشند كه در گذشته كتاب آسمانى به آنها داده شد (مانند يهود و نصارى ) سپس در ميان آنها و پيامبران فاصله افتاد، عمرهاى طولانى يافتند و خدا را فراموش كردند و قلبهاى آنها قساوت پيدا كرد، و بسيارى از آنها فاسق و گنهكار بودند)) (الم ياءن للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحق و لا يكونوا كالذين اوتوا الكتاب من قبل فطال عليهم الامد فقست قلوبهم و كثير منهم فاسقون ).

 ((تخشع )) از ماده ((خشوع )) به معنى حالت تواضع و ادب جسمى و روحى است كه در برابر حقيقت مهم يا شخص بزرگى به انسان دست مى دهد.روشن است ياد خداوند اگر در عمق جان قرار گيرد و همچنين شنيدن آياتى كه بر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) نازل شده است هرگاه به درستى تدبر شود بايد مايه خشوع گردد، ولى قرآن گروهى از مؤ منان را در اينجا سخت ملامت مى كند كه چرا در برابر اين امور خاشع نمى شوند؟، و چرا همچون بسيارى از امتهاى پيشين گرفتار غفلت و بيخبرى شده اند؟ همان غفلتى كه نتيجه آن قساوت دل و همان قساوتى كه ثمره آن فسق و گناه است ! آيا تنها به ادعاى ايمان قناعت كردن و از كنار اين مسائل مهم به سادگى گذشتن و تن به زندگى مرفه سپردن ، در ناز و نعمت زيستن ، و پيوسته مشغول عيش و نوش بودن با ايمان سازگار است ؟! جمله ((طال عليهم الامد)) (زمان بر آنها طولانى شد) ممكن است اشاره به فاصله زمانى ميان آنها و پيامبرانشان باشد، و يا طول عمر و درازى آرزوها، و يا عدم نزول عذاب الهى در زمان طولانى ، و يا همه اينها چرا كه هر يك مى تواند عاملى براى غفلت و قساوت و آن هم سببى براى فسق و گناه گردد.

در حديثى از على (عليه السلام ) مى خوانيم : لا تعاجلوا الامر قبل بلوغه فتندموا و لا يطولن عليكم الامد فتقسو قلوبكم : ((در هيچكارى قبل از فرارسيدن زمانش عجله نكنيد كه پشيمان مى شويد، و فاصله ميان شما و حق نبايد طولانى گردد كه قلوب شما قساوت مى يابد)).

در حديث ديگرى از زبان حضرت عيسى مسيح (عليه السلام ) مى خوانيم : لا تكثروا الكلام بغير ذكر الله فتقسو قلوبكم ، فان القلب القاسى بعيد من الله ، و لا تنظروا فى ذنوب العباد كانكم ارباب ، و انظروا فى ذنوبكم كانكم عبيد، و الناس رجلان : مبتلى ، و معافى ، فارحموا اهل البلاء، و احمدوا الله على العافية : ((بدون ذكر خداوند زياد سخن مگوئيد كه موجب قساوت قلب است ، و قلب قساوتمند از خدا دور است ، و به گناهان بندگان همچون ارباب نسبت به بنده اش نگاه نكنيد، بلكه به گناهان خويش بنگريد همچون بنده اى در برابر مولى ، مردم دو دسته اند: گروهى مبتلا، و گروهى اهل عافيت ، نسبت به مبتلايان ترحم كنيد، و خدا را بر عافيت سپاس گوئيد. و از آنجا كه زنده شدن قلبهاى مرده با ذكر الهى و پيدا كردن حيات معنوى در پرتو خشوع و خضوع در مقابل قرآن ، شباهت زيادى به زنده شدن زمينهاى مرده به بركت قطرات حياتبخش باران دارد در آيه بعد مى افزايد: ((بدانيد كه خداوند زمين را بعد از مرگ آن زنده مى كند)) (اعلموا ان الله يحيى الارض بعد موتها). ((ما آيات خود را در صحنه آفرينش و نيز در صحنه وحى براى شما تبيين كرديم شايد انديشه كنيد)) (قد بينا لكم الايات لعلكم تعقلون ). در حقيقت اين آيه هم اشاره اى است به زنده شدن زمينهاى مرده به وسيله باران ، و هم زنده شدن دلهاى مرده به وسيله ذكر الله و قرآن مجيد كه از آسمان وحى بر قلب پاك محمد (صلى اللّه عليه و آله ) نازل شده است و هر دو شايسته تدبر و تعقل است . و لذا در روايات اسلامى اشاره به هر دو شده است : در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم كه در تفسير اين آيه فرمود: العدل بعد الجور ((منظور زنده شدن زمين به وسيله عدالت است بعد از آنكه با جور مرده باشد)). و در حديث ديگرى از امام باقر (عليه السلام ) مى خوانيم كه در تفسير ((اعلموا ان الله يحيى الارض بعد موتها)) فرمود: يحيى الله تعالى بالقائم بعد موتها، يعنى بموتها كفر اهلها، و الكافر ميت !: ((خداوند زمين را به وسيله حضرت مهدى (عليه السلام ) زنده مى كند بعد از آنكه مرده باشد، و منظور از مردن زمين كفر اهل آن است و كافر مرده است ))!.ناگفته پيدا است كه اين تفسيرها در حقيقت بيان مصداقهاى روشن آيه است و هرگز مفهوم آيه را محدود نمى كند. در حديث ديگرى از امام كاظم (عليه السلام ) آمده است : فان الله يحيى القلوب الميتة بنور الحكمة كما يحيى الارض الميتة بوابل المطر: ((خداوند دلهاى مرده را به نور حكمت زنده مى كند همانگونه كه زمينهاى مرده را به بارانهاى پربركت )).

 

منبع :

تفسير نمونه جلد 23 صفحه 344

نوکر اهل بیت (عليه السلام) | 14:25 - شنبه پنجم فروردین 1391